تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
33
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
ندارد و در شهپر او قوت بال زدن و عبور از يك افق نيست و در حد انقص يا ناقص و يا فوق النقص واقف است ، لياقت جناب او را ندارد ، مثل جهل كه هر چه وجود بالاتر رود به آن اندازه سوخته و بالش از قوت مىافتد . پس اين گونه اوصاف مثل حركت كه تا وجود تنزل نكرده و جسم نباشد صورت نمىگيرد ، لياقت جناب حق را ندارد . البته ان شاء اللّه بعد بيان خواهد شد كه اين طور نيست كه اوصاف كماليه مثل علم و حيات چيزى ، و وجود چيز ديگرى مانند ثبوت بياض براى جسم باشد ، بلكه يك شىء بسيط هست كه وجود است و علم و قدرت و حيات عين اوست ، منتها قضيه از باب ترادف نيست . با اينكه صراحة الوجود امر بسيط است علم مرادف با قدرت نبوده ، بلكه اينها شأنى از شئون صرف الوجود و منتزع از آن بوده و شأن مناط انتزاع يكى ، غير شأن مناط انتزاع ديگرى است . و بالجمله : بعد از تقديم ضابطهء عقلى در صفات ثبوتيه و سلبيه ، ابوابى از بحث گشوده مىشود . اين اوصافى كه لايق حق بوده و وجوب آنها به ادلهء ثلاثه اثبات شد ، مانند علم واجب و قدرت واجب و ارادهء واجب و وجود واجب ، آيا اين تكثرات واجب است تا تعدد قدما و قدماى ثمانيه لازم آيد ؛ چنان كه بعضى از متكلمين قائل شده و گفتهاند : ذات احديت چيزى و علم چيز ديگرى است كه براى او مانند ثبوت بياض براى جسم ثابت است « 1 » - نعوذ باللّه - بلكه بحثى در اين مقوله خواهيم گسترد كه خداوند متعال واحد و بسيط من جميع الجهات بوده و در عين حال عالم و قادر و حى و مريد و مدرك است و وحدت حقهء حقيقيه لايق جناب اوست و اين مفاهيم مفاهيمى منتزع از واحد من جميع الجهات است و تعدد قدما مستحيل است . و بالجمله : در كمال بساطت و وحدت ، مفاهيم متكثره از او انتزاع مىشود ، گرچه انتزاع مفهوم واحد از اشياء متكثره محال و باطل است .
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : كشف المراد ، ص 82 ؛ شرح مواقف ، ج 3 ، ص 196 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 69 .